تبليغاتX
باغ سیب
باغ سیب
آنکه از باغ خدا می چیده سیب ...سیب سرخی را بمن بخشید و رفت 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

۲۷ اردبیهشت !!!

روز تولد هر کسی روزیه که عشق براش رمزگشایی میشه

روز تولد هرکسی روزیه که چشمش به آسمونه و ...

دل غمگین و پردردش فقط خدا رو طلب میکنه

روز تولد روزیه که آدم پنجره غبارگرفته دلشو بسپاره به بارون...

روزیه که بغضهای فروخورده زندگی زمینیش سرواکنه ...

و همه هستیشو بارونی کنه

روزیه که دلش به قفس تنش آروم نگیره...

و بیتابانه خودشو زخمی در و دیوار برای آزادی کنه...

روز تولد من..

روزیه که دست منو دوباره خدابگیره و...

من نفسم با نفس خدا یکی شه

.....


موضوعات مرتبط: دلنوشته های فراق
[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ نادر چهاردهی (باغبان) ]
چگونه سکوت کنم...

چگونه ترا فریاد نکنم در عمق بی کسی ها و تنهایی های کشنده ام...

تو که بنای ماندنت نبود...

تو که عشقم را ندیدی و نپسندیدی...

تو که عاشقم نخوانده ای و ...

عاشقم ندیده ای...

از چه مرا بکوی خود...

و بسوی خود فراخوانده ای...

از تو شاکی ام...

از تو و احساس و غمزه چشمانت که مرا غرق تمنای تو کرد...

و از حس نفسهای تو شاکی ام....

چگونه بگویم مرا از عشق خود رهایم کن...

چگونه....

چگونه وقتی که بند بند وجودم در آتش عشق تو میسوزد...

و ترا همنوا و یکصدا فریاد میکند....

چگونه بگویم رهایم کن که قلبم فقط از آن تو شده است...

چگونه وقتی که من بسته زنجیر نگاه تو شدم...

چگونه وقتی به اسارت عشق تو در بند شده ام...

                                چگونه....

چگونه...


موضوعات مرتبط: دلنوشته های فراق
[ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ نادر چهاردهی (باغبان) ]

و عشق...

تنها حقیقتیست از که از دست داده ام...

حقیقتی که انعکاس آینه های خیالی ام در بستر زمان ...

و در همهمه مردمی که خود را از یاد برده اند...

 آنرا از من گرفته است

ای عشق مددی


موضوعات مرتبط: دلنوشته های فراق
[ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ نادر چهاردهی (باغبان) ]

بوی مطبوع گیاهان وحشی با رایحه دل انگیز گلهای مخصوص اش همه را پر کرده بود

آواز آبشار انگار حکایت از بیکرانگی روحم داشت...

و سمبلی بود برای رویت واقعه ای که در آن زمان در حال انجام بود

و باد.....

موسیقی حیات بخشش را در تمام تار و پود وجودم گسترده میکرد...

و ضرباهنگ این نوازش...همه هستی ام را غرق رهایش میکرد

.

.

چشمهایم همچنان بسته بود...

اما...

اما آرام آرام قادر به دیدن شدم...

جذبه ای عمیق مرا به ستونی از نور متصل میکرد...

آنگاه با چرخشی آرام و جنبشی روح نواز مرا در تمام هستی گسترده میساخت

.

.

نمیدانم اینجا گذرگاه خیال است...

یا سرزمین رویاهای جاری...

دوباره او در کنارم بود..

فرشته همیشه همراهش نیز با همان شکوه آسمانی اش ...

انگارمرا در نگاه  آرام و پر تلاطم اش بجایی هدایت میکرد..

وبی آنکه لب از لب باز شود سخن گفتن آغاز کرد...

روح الهی جز سزاوار عشق الهی نیست!!

احساسات زمینی ات را کنار بگذار..

خویش را از بند ذهنیتهای چسب گونه ات رها کن...

چشمهایت را به آسمان بدوز...

و با اشتیاق روحانی ات به انتظار بنشین....

آرام آرام انوار الهی رویت خواهد شد...

و ترا در بر خواهد گرفت..

و موسیقی حیاتبخش هستی تمام وجودت را در بر خواهد گرفت...

و ترا با سمفونی یگانه هستی همساز و هم آهنگ خواهد نمود...

آنگاه پیاله وجودت سرشار از می ناب عشق الهی خواهد شد...

هر لحظه که بخواهی....


موضوعات مرتبط: دلنوشته های فراق
[ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ] [ ] [ نادر چهاردهی (باغبان) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

پر از بغضم پر از حرف سکوتم
تورو گم کردم اما روبروتم
منو برگردون اون جایی که بودم
آخه تا کی گرفتار هبوطم؟
توو دنیایی که جای آرزوهاست
کسی جز تو منو عاشق نمیخواد
بیا تا سر بذارم روی شونت
دلم مثل خودت تنهای تنهاست
هنوزم زخمی سیب فریبم
اسیر این شبای نانجیبم
تو خوبی کن بیا به خلوت من
تو که میدونی،من اینجا غریبم
هنوزم عکس چشمات روبرومه
نگاه تو تمام آرزومه
بذار باور کنم دستاتو دارم
نگیری دستامو کارم تمومه
امکانات وب
قالب بلاگفا حافظ پارس خودرو